عبد الحي حبيبى
404
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
كردى . ولى چون در سنه 173 ه خيزران بمرد ، بمجرديكه هارون او را دفن كرد ، و از گورستان برامد ، امر داد كه خاتم را از جعفر بستانند ، و به فضل بن ربيع دهند و گفت : پيشتر هم ميخواستم فضل وزير باشد ، ولى چون مادرم قبول نداشت اطاعت او را مىنمودم « 1 » جعفر با پدر خود در دربار ماند ، تا كه در سنه 176 ه هارون او را بجاى موسى بن عيسى به حكمرانى مصر گماشت ، و او از طرف خود عمر بن مهران را بمصر فرستاد « 2 » ولى يكسال بعد در 177 ه او را از ولايت مصر موقوف داشت ، و بجايش اسحاق بن سليمان را فرستاد « 3 » در سنه 180 ه - 796 م اغتشاش عظيمى در شام روى داد ، و هارون قواى سنگينى را بسركوبى شورشيان گماشت و به جعفر گفت : به اين جنگ خودت برو ، و الا من خواهم رفت . جعفر با لشكر و سلاح و تجهيزات كامل بشام رفت ، در حالى كه قيادت شرطه او را عباس بن محمد ميكرد ، و سرلشكر دستههاى حرس ( نگهبانان ) او شبيب بن حميد بود « 4 » كه هر دو از مشاهير لشكركشان دربار عباسى بودند . جعفر در اصلاح اوضاع شام موفق آمد ، و بعد از انكه واپس به بغداد برگشت ، هارون باحترامش كوشيد ، و او را به سردارى نگهبانان ( حرس ) دربار گماشت ، تا كه در سنه ( 185 ه ) بمعيت پدرش يحيى به زيارت كعبه رفت « 5 » و درين سالها در كمال اقتدار و عظمت ميزيست ، و حتى بقول ابن خلدون لقب ( سلطان ) و رياست كل امپراتورى عباسى را داشت ، و نام جعفر بر روى سكهها نيز منقوش شد ، وزر جعفرى كه در ادب فارسى شهرت يافته منسوب به اوست « 5 »
--> ( 1 ) - طبرى 6 / 447 و الكامل 6 / 48 ( 2 ) - طبرى 6 / 458 و الكامل 6 / 50 ( 3 ) - طبرى 6 / 460 و الكامل 6 / 57 ( 4 ) - طبرى 6 / 458 ببعد ( 5 ) - برمكيان بووا 102 و 39